تبليغاتX
خاطرات دوستان
سلام.

خبردار شدم آق فرشید در مالزی در حال عشق و حاله. به به

امیدوارم بهش خوش بگذره و برامون عکسها و خاطرات خوبی بیاره

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 11:23 |
۵ شنبه گذشته تولد رامیلا بود که دعوت بودیم و خیلی خوش گذشت.

دیروز هم تولذ فرزاد بود که بهش تیریک میگیم و دعا میکنیم این پدر و مادر و فرزند در پناه حق محفوظ باشند. ولی قضیه دربند رو نفهمیدیم چی بود که فرشید در نظرات مطلب قبلی نوشته بود.

عکس زیر هم جمع دوستان در تولد رامیلا است. افراد از راست به چپ:

علی (دوست فرشید) فرهاد (برادر فرشید) فرشید (خود فرشید) سعید ( دوست فرشید) پوریا (برادر خانم فرزاد (دوست فرشید)) فرزاد (دوست فرشید) رامیلا (دختر دوست فرشید) حسین (دوست فرشید و به عبارت دیگر دایی علی دوست دیگر فرشید)

منم که عکاس بودم

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 4:23 |
سلام

دیروز با فرشید صحبتی داشتیم و او خبر ثبت وبلاگش رو داد

موضوعش در رابطه با شرکت کامپیوتری است که فرشید راه انداخته و اسمش پاسارگاده (به یاد تیم فوتبال شیراز) آدرسش هم در پیوندهای روزانه ارائه شده.

به هر حال برای او آرزوی موفقیت میکنم

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 9:35 |
سلام.

تعداد بازدیدها از وبلاگ به ۹۰۰۰ رسید و اون بازدیدکننده کسی نبود جز فریبرز.

چون فرشید تا حالا به تعهداتش که همان دادن شام به بازدیدکنندگان قبلی که فکر کنم باز هم فری بود طفره رفته مجبوریم جایزه ایندفعه را از فرزاد بگیریم.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 14:10 |
 

سلام به هم دوستان

دیروز یک تماس تلفنی با فرشید و فرزاد داشتم که اگر کلکی در کار این دو گربه نره و روباه مکار نباشه  الان هر دو در کیش هستند و فرزاد خبر داد که داره هفته آینده میاد تهران. به هر حال خبر خوشحال مسرت بخشی است و البته قرار شد برای فوتبال به من خبر ندهند (ظاهرا زیر سر فرشیده) فکر کنم منم مجبورم برم مثل هدایتی تیم تشکیل بدم بعد حال همه رو بگیرم

خلاصه با توجه به احترام خاصی که فرزاد به خانواده میذاره و هرگز بدون هماهنگی فعالیت خاصی رو انجام نمیده دوستان علاقمند به ملاقات با فرزاد باید در بخش نظرات سریعتر نام نویسی کنند

با تشکر

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 10:39 |
سرانجام انتظار به سر رسید و پسر گل علی بیک و خانومش هم به جمع دوستان دنیایی پیوست. من از طریق پیامک علیرضا متوجه شدم و بلافاصله زنگ زدم و تبریک گفتم. از اونجایی که علی خودش کمی متفاوت بود ظاهرا پسرش هم ادامه رو راه باباییش هست. متن پیامک رو بخونید متوجه میشید:

(سلام. امیر حسین بابا / اسماعیل به روایت قرآن که واسش باز کردم / و بردیا که مامانش میگه به دنیا اومد)

به هر حال بازم تبریک میگم و آرزو میکنم خدا هر سه شما رو واسه هم حفظ کنم.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 12:8 |
با سلام به همه دوستان

این چند وقت اتفاقات مهم و تاثیر گذار در زندگی کاری من اتفاق افتاده که علت کم فروغ بودنم در وبلاگ به خاطر این مسایل بوده. اول آخرش رو بگم که بعد از ۸ سال فعالیت در شرکتی که در آن کار میکردم و کمی هم سهامدار بودم با کلی کنش و واکنش طی یک فرآیند چند ماهه از شرکت جدا شدم و الان در شرکت دیگری فعالیت میکنم.

خبر دیگه اینکه خرداد ماه یه سفر کاری به چین داشتیم که خیلی خوش گذشت در یک کلام مردم دوست داشتنی و مهربون و راستگویی هستند. اونجا فهمیدیم که چین چطور داره دنیا رو میگیره. واقعا سفر مفید و خوبی بود. اینجا هم یک معبد باستانی در یک شهر در مرکز چین است که اسم اون یادم رفته  

امیدوارم آرمین خان و بقیه دوستان کم کاری من رو ببخشند. یک خبر هم دارم که در مطلب بعدی به اطلاع خواهد رسید.

یک معبد در چین

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 21:45 |
دیشب یه پیام داغ از مصطفی دیدم که عینا آنرا در زیر ارائه میکنم راستش من که باور نمیکنم به هر مسئولیت دروغ یا راستش با مصطفی و آرمین

 

مصطفی:

آرمین جان ممنونم که روشنم کردی .

دیروز مراسم عقد کنان من بنده بود.

شرکت کنندگان در این مراسم با شکوه عبارت بودند از،



ایستاده از راست:
مادر خانوم،پدر خانوم،برادر خانوم،یکی از دوستان،یکی دیگه از دوستان،نامزد قبلیم،
باز هم یکی از دوستان،حضرت عشق،من در حالت درونی،من در حالت بیرونی،لباس شخصی،وجدان و...
جای شما خیلی خالی بود، خصوصا آرمین جان با این همه تجربه خیلی میتونست کمک کنه؟

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 23:17 |
به به

میبینم که دماغ خیلی ها سوخته و رئیس جمهور محبوب خودم که هر وقت زبان میگشاید من یاد امیر فخ می افتم دوباره سرور همه شده اونم بدون هر گونه ابهام.

این پدیده میمون رو به همه تبریک میگم

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 18:22 |
سلام

از عالم سیاست جدا بشوید یک خبر بسیار داغ

کارن اول بزرگ فرزند پیام خان از نوادگان آریایی متولد شد.

بالاخره اسم پیام هم رفت جزء فهرست پدران وبلاگ. به پیام و خانمش تبریک میگم. این خبر به درخواست پیام مخفی مونده بود و الان میبینم که کیفش بیشتره.

 

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 0:32 |
آقا من به همون کسی رای میدهم که از ۱۵ سالگی خودش رو رئیس جمهور میدونست و الان دستش به هیچ جا بند نیست مطمئنم همه میدونید کی رو میگم.

بگذریم. حدس میزنید کی رای میاره. البته ظاهرا زیاد حدسش سخت نیست. ولی به هر حال شما هم نظرتون رو بگید.

من حرفای موسوی رو که شنیدم برام جالب بود که کاملا مشکلات دولت رو میشناخت ولی فکر نکنم مردم عادی متوجه اهمیت حرفاش شده باشند ولی خاتمی وقتی حرف میزد تمام قشرها رو پوشش میداد.

باید دید. من فکر کنم به دور دوم کشیده شود.

راستی مناظره کروبی و رضایی باید خنده دار باشه حتما ببینید

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 21:58 |
بله این هم یه عکس خوشکل از آقا کیان و بابافرشید

این عکس از عکسهای مشهده که قولش رو داده بودم و عکاسش هم فرزاد خان میباشد.

ان شا ا... خدا حفظش کنه

آقا کیان

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:18 |
بچه ها به نظرم رسید یک صفحه برای ارتباط بهتر و نزدیکتر بین دوستان هم برقرار کنم که در آن تلفن همه موجود باشد و ارتباط راحت تر انجام شود. هر کدام از دوستان مایل است تلفن او ثبت شود در بخش نظرات تلفن خود را بگذارد تا من به آن را ثبت کنم. با اجازه تلفن خودم رضا و فرزاد را هم پیشاپیش می نویسم.

 

امیر ۰۹۱۲۶۷۵۰۳۶۳ فرزاد ۰۹۱۲۳۱۱۲۱۶۹ رضا ۰۹۳۵۲۱۸۰۹۳۸
فریبرز 09177080370 بردیا انصاری 09173140208

کیوان  ۰۹۱۲۳۹۵۹۳۷۹

امیر فخ  ۰۰۱۲۰۲۶۳۱۵۸۳۵

پیام ۰۹۱۲۳۹۵۹۶۰۶ فرشید (؟) از خودم بپرس
علیرضا بیگ ۰۹۳۷۰۴۷۲۰۵۱ مجتبی 09178777024 مصطفی ۰۹۱۱۹۳۲۱۱۲۷
سعید منوچهري 09124390757 پیمان 09177510041 امیر خواجه 09179161170 
رضا سلیمی 9121275059 آرش ۰۹۱۷۷۱۶۰۹۵۱ علی بابایی۰۹۱۳؟؟؟؟؟؟
مجید 09369269502 رضا همراهی ۰۹۳۲۷۱۱۹۸۹ هومن هاشمی 09173197670
سعيد بصيري09177380491
+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:1 |
سلام

جاي همه دوستان خالي از چهار شنبه گذشته تا امروز صبح (يكشنبه) يك سفر بسيار عالي با دوستان عزيز فرزاد فرشيد و علي غلامي به همراه خانواده هاي مربوطه به شهر مشهد داشتيم كه خيلي خوش گذشت. هنوز عكسهاي سفر به دستم نرسيده كه احتمالا در ميهماني 5 شنبه شب (در خانه ما) به دستم مي رسه و شايد بتونم يك عكس هم به اين مطلب اضافه كنم.

جاي همه دوستان خالي بود به خصوص كه رفت و برگشت هم با قطار رفتيم.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:8 |
سلام به همه دوستان

اميدوارم كه نوروز به همه خوش گذشته باشه. به ما كه خيلي خوش گذشت.

روزهاي ۷ تا ۹ فروردين در شيراز در خدمت آق فريبرز بوديم و حقيقتا ما رو شرمنده كرد.فري ثابت كرد اصل انرژي خلل پذير است چون شب تا ساعت ۳ با ما مينشست و صبح ساعت ۶ ميرفت سركار و ما تا ظهر ميخوابيديم شب ۸ فروردين هم به اتفاق فري ميهمان علي آقاي بيك بوديم و من از همين جا اعلام ميكنم عليرضا فردي بسيار سخاوتمند و لارج است و تمام شايعات قبلي كه توسط پيام و ... منتشر شده بود تكذيب ميكنم چون ما را در يك فست فوود با كلاس شام ميهمان كرد و البته در خانه شان هم به قصد خودكشي خورديم ولي اصلا به روي خودش نياورد و مثل دفعه قبل نگفت كوفتتون بشه و حرومتون باشه و ... در ضمن يكي از فعاليتهاي اصلاح الگوي مصرف آب را كه در خلو (شما بخوانيد مستراح) خانه شان انجام داده بود به همراه فيلمهاي سفر كيش نشانمان داد خلاصه خيلي خوش گذشت و قرار است خانم محترمشان عكسهاي آنشب را براي من بفرستند تا ساير دوستان هم ببينند.

شب نهم هم ميهمان يكي از دوستان دوران دانشگاه به نام عمران غفاري بوديم كه با اينكه اولين بار بود با خانواده مزاحم ميشديم خودش و خانمش اينقدر صميمانه رفتار كردند كه حسابي تحت تاثير قرار گرفتيم و اميدوارم بتوانيم جبران محبتهايش را بكنيم.

بقيه سفر رو هم طبق اصل ز ذ در بوشهر سپري كرديم و در كل نوروز خيلي خوش گذشت.

در نظرات مطلب قبلي مصطفي يك دوستي قديمي دوران فعاليتهاي هنري را معرفي كرد به نام سعيد بصيري و ظاهرا در تهران به سر ميبرد. اميدوارم ديدارها تازه بشه و از مصطفي متشكرم.

دوستان ديگه هم اگر تمايل دارند در مورد نوروز بنويسند (موضوع انشا)

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 و ساعت 19:37 |

اوست زیبا

پنجره امید را بگشا

سپیده روشن صبح آمده است

باشد که نسیم خورشید، بهار سبز دلهایمان را بنوازد ....

 

نوروز ۸۸ بر همه دوستان مبارک

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 18:28 |
 

سلام

بله دیگه. این آق فرشید و پسرگلش بهمن و اسفند وبلاگ رو صفا دادن.

امروز روز تولد فرشید است.

تولدت مبارک و امیدوارم سایه ات تا ۱۲۰ سال بر سر خانواده مستدام باشد.

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 و ساعت 12:56 |
سلام

آق مصطفی یک مطلبی رو گفت و یک جرقه در ذهن من پدیدار شد.

هر کس برنامه عید خود را بگوید تا دوستان اگر از نزدیک هم گذر میکنند بتوانند برنامه ریزی کرده و یکدیگر را ملاقات کنند

امیدوارم تعطیلات نوروز بر همه خوش بگذرد.

تا الان (۴/۱۲/۸۷) آق فرزاد اعلام کرده که رابینسون جزیره است و مصطفی و فری احتمالا شیرازن. دیگه نبود؟

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 12:19 |
 

حدس بزنید کی قهرمانه و اگه در حدستون پرسپولیس قهرمان نیست چندم مشیه؟

آق کیوان لطفا دوباره بحث کارشناسیت رو اینجا بنویس

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 8:10 |
آب زنید راه را

حین که نگار میرسد

بالاخره انتظار فرشید و خاواده اش و ما دوستان به سر آمد و در ساعت ۲۲:۵۰ دقیقه ۲۱/۱۱/۸۷          آقا کیان     پسر فرشید بدنیا آمد.

خوش آمد. برایش سلامت و سعادت آرزو میکنیم

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 9:16 |